عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
147
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
آنگاه بيرون آمديم هارون به من گفت : اين دوست تو هم كارى براى من نساخت ، مردى ديگر براى من انتخاب كن ، گفتم : فضيل بن عياض اينجاست ، گفت : ما را پيش او ببر ، چون بر در خانه فضيل رسيديم سرگرم نماز گزاردن بود و يك آيه را مكرر تلاوت مىكرد . هارون گفت : در بزن ، من كوبه در را كوفتم ، فضيل پرسيد : كيست ؟ گفتم : امير المؤمنين را پذيرا باش و جواب بده ، فضيل گفت : مرا با امير المؤمنين چه كار ؟ من گفتم : سبحان اللّه ! مگر فرمانبردارى از او بر عهده تو نيست ؟ پايين آمد در را گشود و شتابان به حجره خود برگشت و چراغ را خاموش كرد و به گوشهاى پناه برد . « 36 » ما وارد حجره شديم و با دستهاى خود در تاريكى به جستجوى او برآمديم ، از قضا دست هارون پيش از دست من به دست فضيل خورد ، فضيل گفت : بهبه چه كف دست نرم و لطيفى ، اگر فرداى قيامت از عذاب خود نجات پيدا كند ! من با خود گفتم : امشب فضيل به هارون سخنى پاكيزه خواهد گفت كه از دلى پاك سرچشمه مىگيرد . هارون گفت : خدايت رحمت كناد به كارى كه براى آن پيش تو آمدهايم بپرداز . فضيل گفت : هنگامى كه عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد ، سالم بن عبد اللّه و محمد بن كعب قرظى و رجاء بن حيوة « 37 » را فراخواند و به آنان گفت : من به اين بلا گرفتار شدم اينك مرا راهنمايى كنيد ، او خلافت را بلا و گرفتارى شمرد ، تو و يارانت آن را نعمت مىشمريد . سالم بن عبد اللّه به او گفت : اگر رهايى از عذاب خدا را مىخواهى از همهچيز دنيا روزه بگير و افطار تو مرگ تو باشد ، محمد بن كعب گفت : اگر مىخواهى از عذاب خدا رهايى يا بى بايد سالخوردگان مسلمانان در نظرت پدر و ميانسالان ايشان برادر و خردسالان ايشان فرزند باشند ، پدرت را احترام بگذار ، برادرت را گرامى بدار و به فرزندت مهربان باش ، رجاء بن حيوه
--> ( 36 ) . در عزت نفس صوفيان راستين سخنى نيست ، ولى خوانندگان گرامى توجه دارند كه خليفگان عباسى براى خاموش كردن پرتو پردهنشينان عصمت و طهارت چون حضرت صادق و حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا ( عليهم السلام ) از هيچ بازى خوددارى نمىكردهاند و اين داستانها بزرگتر و پرهياهوتر از واقع نقل و ضبط و گاه ساخته و پرداخته مىشده است . ( 37 ) . سالم بن عبد اللّه بن عمر بن خطاب درگذشته به سال 106 هجرى كه او را يكى از فقهاى هفتگانه مدينه شمردهاند ؛ به حلية الاولياء ، ص 193 ، ج 2 مراجعه شود . محمد بن كعب از قاريان قرن اول و قرن دوم هجرت است به طبقات ابن سعد ، ص 193 ، بخش 2 ، ج 7 مراجعه شود . ابو نعيم هم ، در حلية الاولياء ، ص 221 / 212 ، ج 3 شرح حال او را آورده است . رجاء بن حيوة ، واعظ خليفگان مروانى و پيوسته درگاه عمر بن عبد العزيز و درگذشته به سال 112 هجرى است ؛ به وفيات الاعيان ، ص 60 ، ج 2 ، چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد مراجعه شود .